تبليغاتX
๑۩۞۩๑جدیدترین اس ام اس,آهنگ,جک๑۩۞۩๑
ناله عاشقی

ناله عاشقی

گفت تا آخرش با تو میمانم

گفتم آخرش کجاست؟

گفت آخر دنیاست....

گفتم آخر دنیا کجاست؟

گفت از نگاهم پیداست...

گفتم نگاه تو، رو به کجاست؟

گفت نگاهم رو به پایان زندگیست...

گفتم پایان زندگی کجاست؟

گفت لحظه ای که از عشقت میمیرم!

.......

مدتی گذشت ، او مرا تنها گذاشت ، قلبم بی صدا شکست...

میدانستم آخرش همینجاست، جایی که برایم آشناست!

همان زندان غمهاست ، فریاد شکستنهاست!

گفتم اینجا همان لحظه ای بود که گفتی از عشقم میمیری؟

گفت سرنوشت من و تو از هم جداست!

گفتم این بهانه است ، قلب من بازیچه دلهاست!

گفت تقصیر خودت بود ، عشق در قصه هاست!

گفتم اگر عشق در قصه هاست ، پس چرا با من عهد بستی!

گفت تو اشتباه کردی که به پای من نشستی!

سکوت کردم....

اشک ریختم و ناله جدایی سر دادم...

نوشته شده توسط علی18ساله از م.د در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 ساعت 12:15 | لینک ثابت |

راز رهایی

راز رهایی

آنگاه که اشک از چشمانت میریزد میفهمی که چقدر دلت گرفته است!

آنگاه که گریه هایت نا تمام است میفهمی که چقدر دنیا بی وفا است!

یک تنهایی و یک سکوت خالی ، این سهم من است در این شب مهتابی!

در آینه مینگرم و به چشمهای خیسم میخندم ، آهی میکشم،  درون خودم

فریادی میکشم!

دلم گرفته و با من غریبگی میکند ، راز درونش را فاش نمیکند ، ای داد بر تو ،

به فریادم گوش کن ای دل!

آنگاه که از دلت نیز  دلگیری ، زانو به بغل گرفته ای و غمگینی ،

اینهمه زیبایی های دنیا را نمیبینی ، تنها اشکهای خودت را میبینی ،

اینهمه ستاره درخشان در آسمان را نمیچینی و تنها آن ستاره کم نور را

مال خودت میدانی ، باید بشینی و ببینی که اگر اینگونه دلگیر باشی ،

با شادی بیگانه ای و با غم همنشین!

چه فایده دارد اگر لبخند بر روی لبانت بنشیند ، اما از این زندگی پوچ بخندی!

چه فایده دارد اگر شاد باشی ، اما شادی تو ، از پایان یک روز سیاه باشد!

چه فایده دارد اگر دلت نسوزد اما  هنوز خاکستر غمها در دلت حتی با یک نسیم ،

دوباره شعله ور شوند!

غمها را از دلت دور کن ، آب سردی بر روی خاکستر غمها بریز و

دلت را سرشار از طراوت و شادی کن!

اینجا خط پایان زندگی نیست ، اینجا آغاز یک پرواز است ،

پرواز از جایی که ماندن درآنجا سزاوار تو نیست!

نوشته شده توسط علی18ساله از م.د در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 ساعت 12:2 | لینک ثابت |

تو نفسهای منی...

تو نفسهای منی...

نمیدانم آن روز که تو را ندارم ، میتوانم لحظه ای زنده بمانم!

نمیدانم اگر زنده بمانم ، میتوانم برای یک لحظه بی تو زندگی کنم!

اگر بتوانم زندگی کنم ، آیا میتوانم یک لحظه نیز شاد باشم!

نه عزیزم بی تو جای من در این دنیا نیست ،

دشت سر سبز عشق برایم کویری بیش نیست!

تو طلوعی هستی در آسمان تاریک زندگی ام ،

نمیخواهم در این طلوع زیبا غروب همیشگی ام را ببینم !

نمیدانم آن روز که دلتنگت نیستم ، کسی میداند که من در این دنیا نیستم؟

صدای مهربانت را همیشه میشنوم ، همیشه میبینم چهره ی ماهت را ،

همیشه مینشینم به انتظارت ، میمانم در حسرت یک لحظه گرفتن دستهایت!

نمیدانم که اگر روزی نامی از عشق نبود ، کسی میداند او که در راه عشق فدا شد

یک عاشق دلشکسته بود؟

نمیدانم که بی تو چه روزگاری را دارم ، آیا روزگاری را دارم ؟

میپذیرم همه ی تاریکی ها را ، غصه های تلخ دنیا را ، غمهای ناتمام روزگار را ،

اما نمیپذیرم یک لحظه غم بی تو بودن را !

میدانم که چرا هستم ، تو هستی که من نیز هستم!

میدانم که چرا زنده ام ، تو مال منی که هنوز نمرده ام!

میدانم که چرا دوستت دارم ، تو نفسهای من هستی که با تو عاشق

لحظه به لحظه نفس کشیدنم!

نوشته شده توسط علی18ساله از م.د در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 ساعت 11:53 | لینک ثابت |

احساس عشق

احساس عشق

برایت از احساسم مینویسم، بخوان

برایت از عشق میگویم ،همیشه با من بمان!

من که برایت مانده ام ، تو نیز همیشه برایم بمان!

من که خیلی بی وفایی دیده ام ، تو دیگر بی وفا نباش!

حس کن مرا ، ببین که چه احساس عاشقانه ای به تو دارم!

من که جز تو کسی را ندارم ، من که جز تو کسی را دوست ندارم!

تو را از جنس خودم میدانم ، بدان که همیشه با تو وفادار میمانم!

ارزش تو را بالاتر از عشق میدانم ، من که همیشه از دلتنگی تو گریانم!

برایت از احساسم مینویسم ، با احساستر از همیشه بخوان!

برایت از عشق سخن میگویم ، عاشقانه تر از گذشته گوش کن!

ببین حال مرا ، این قلب مجنون مرا ، ببین که من در روزهای تنهایی اینگونه نبودم ،

آنگاه که تو را دیدم بیمار شدم ، از درد عشق شکسته شدم !

حالا دوای این دردهایم تویی ، همدم و همزبان دل تنهایم تویی!

بگو از عشق برایم ، میخواهم بشنوم صدای مهربانت را ،

بگو از عشق برایم ، میخواهم آرام کنی دل پر از گناهم را....

این همان نواست ، این همان صدای آشناست.....

همان صدایی که با آن به اوج عشق میرسم!

نوشته شده توسط علی18ساله از م.د در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 ساعت 11:52 | لینک ثابت |

"در هنگام سخنرانى این شش نکته را رعایت کنیم!"

"در هنگام سخنرانى این شش نکته را رعایت کنیم!"

بیشتر مواقع مستمعین از طریق چشم هایشان به سخنان شما گوش می سپارند. ایما و اشاره های شما بیانگر چیست؟ آیا ‌در هنگام سخنرانی در یک جلسه مهم و معتبر، مطمئن و موثق ظاهر می شوید و یا اینکه فاقد اعتماد به نفس ، عصبی و ‌دستپاچه هستید؟ مشکل از طرز ایستادن، حرکات صورت و ژست هایی که به خود می گیرید، آغاز می شود.

آقای" جو الن دیمیتریوس " عضو ‌مشاوران مشهور هیئت منصفه دادگاه می گوید: "زمانی که از هیئت منصفه دلیل قبول شهادت افراد را جویا می شویم، آن ها ‌ا‌ظهار می دارند که حرکات و ایما اشاره دو برابر چیزهای دیگر تاثیر گذار هستند." ‌اما چگونه می توانید مهارت های غیر کلامی خود را افزایش دهید؟ از انجام حرکات نامناسب پرهیز کنید و در عوض حرکات جایگزینی که مناسب شرایط موجود هستند را انجام دهید. با این کار ‌شما متوجه تفاوت شـگرفی که در زندگی شما به وجود میآید، خواهید شد. در اینجا به 6 حرکت کُشنده که انجام آن باعث می شود مستمعین نسبت به گفته های ‌شما بی اهمیت شده و تحت تاثیر قرار نگیرند اشاره می‌کنیم. سعی نمایید از انجام آنها اجتناب کنید، آنگاه با یک چنین کار کوچکی تغییرات ‌چشمگیری در زندگی شما به وجود خواهد آمد.‌

نگاه به زمین به جای مخاطبان:

این کار یعنی اینکه شما دچار کمبود اعتماد به نفس هستید، برای سخنرانی آماده نیستید و به همین دلـیـل عـصبی و ‌دستپاچه شده اید. ‌در طول سخنرانی در حدود 90 درصد از کل زمان را به چشم های حضار نگاه کنید. بسیاری از افراد بیش تر وقت ‌خود را صرف نگاه کردن به زمین، پرده اسلاید و یا میزی که پیش روی آنها قرار دارد، می کنند. رهبران و مدیران موفق در حین ‌صحبت کردن مستقیما به چشم های شنوندگان خود نگاه می کنند.‌

خمیدگی:

با داشتن چنین حالتی یعنی شما فاقد قدرت هستید و اعتماد به نفس خود را از دست داده اید. ‌اگر قرار است در طول مدت سخنرانی در جایی ثابت بایستید، بهتر است پاهای خود را به عرض شانه باز کنید ‌و اندکی به سمت جلو گرایش داشته باشید. در این حالت شانه ها نیز باید اندکی به سمت جلو متمایل شوند. در این ‌وضعیت شما اندکی مردانه تر جلوه می کنید. توجه داشته باشید که سر و ستون فقرات باید راست باشد. سعی کنید از ‌تریبون و یا سکویی که در جلوی شما قرار دارد به عنوان دستاویزی برای تکیه دادن استفاده نکنید.‌

تکان خوردن، جنبیدن و پیچ و تاب خوردن:

اگر شما مدام تکان بخورید مفهومش این است که شما عصبی، دستپاچه و نا آرام بوده و از آمادگی لازم برخوردار نیستید.‌ از تکان خوردن، دست بکشید. تکان های بی جا و بی مورد هیچ هدفی را در بر ندارند. این کارها کمبود صلاحیت و شایستگی و عدم توانایی ‌کنترل امور را بیان می کند.

بی حرکت ایستادن:

این روش هم نشان می‌دهد شما انعطاف پذیر نبوده و فرد کسل کننده، بی انرژی و خسته کننده ای هستید. سعی کنید راه بروید، حرکت کنید. بیشتر افرادی که برای آموزش آداب سخنرانی مراجعه می‌کنند، دارای ‌این تصور غلط هستند که یک سخنران خوب باید سفت و سخت بر سر جای خود میخکوب شود. روشی که به آنها توصیه می‌شود این است که نه تنها راه رفتن قابل قبول است، بلکه خوشایند نیز می‌باشد. بسیاری از تجار بزرگ به میان مردم می روند و ‌دائما در حال حرکت هستند؛ البته حرکت هدفمند! شاید یک سخنران پویا و پر انرژی برای هدف خاصی از یک سمت اتاق به ‌طرف دیگر آن حرکت کند، اما اگر هیچ کسی در آن قسمت از اتاق حضور نداشته باشد بالطبع این حرکت او بی مورد ‌است و جزء موارد هدفمند به شمار نمی آید. علت اینکه من به متقاضیان خود پیشنهاد می کنم که قسمت کوتاهی از ‌سخنرانی هایشان را ضبط کنند نیز این است که می خواهم بدانم آیا حرکات خارج از محدوده انجام می دهند یا خیر؟‌

قرار دادن دست‌ها در داخل جیب:

چنین حالتی به این مفهوم است که شما علاقه خاصی به مطلب مورد بحث ندارید و غیر متعهد و نا آرام هستید. ‌در این قسمت راه حل ساده ای برای شما داریم؛ دست های خود را از جیبتان در آورید. تجار بزرگ هیچ گاه در ‌حین سخنرانی هر دو دست خود را درون جیب هایشان قرار نمی دهند. قرار دادن یکی از دست ها در داخل جیب، در زمانی ‌که با دست دیگر در حال ژست و فیگور گرفتن هستید، قابل قبول می باشد.‌

استفاده از ژست های ساختگی: خیلی خوب است که بتوانید ژست های متفاوتی به خود بگیرید، فقط باید توجه داشته باشید که این کار را به ‌حد افراطی انجام ندهید. پژوهش ها ثـابت کرده اند ژست هایی که افراد به خود می گیرند منعکس کننده افکار بسیار ‌پیچیده ای است و همین ژست ها هستند که صلاحیت و شایستگی شما را به شنوندگان نشان می دهند. اما زمانی‌که از ‌ایما و اشاره های ساختگی استفاده می کنید، درست مثل انسان های متزور و ریا کار جلوه خواهید کرد.‌به عنوان مثال آقای بوش همیشه در سخنرانی های خود از ژست هایی استفاده می کرد که هیچ ارتباطی با گفته های او ‌نداشت. شاید او بیش از اندازه تحت آموزش قرار گرفته بود. درست مثل زمانی که صدا یک چیز باشد و تصویر چیز دیگر."

نوشته شده توسط علی18ساله از م.د در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 ساعت 11:47 | لینک ثابت |

چرا موها می ریزند؟

چرا موها می ریزند؟

ریزش موها می تواند دلایل بسیاری داشته باشد ولی از مهمترین دلایل این امر،کم خونی،استرس و مصرف داروهای خاص است.

از جمله دلایل ممکن ریزش مو که می توان به آن اشاره کرد عبارتند از:

1- کم خونی: کمبود آهن و به طبع آن کمبود سلولهای قرمز خون منجر به ریزش مو خواهد شد. زیرا این ارگان برای حفظ سلامت فولیکول مو لازم و ضروری است. مکمل های آهن به همراه ویتامین c که به جذب آهن کمک می کند برای رفع این کمبود موثر است.

2- داروهای خاص: داروهای ضد افسردگی، داروهای ادرار آور و سایر داروهای درمانی می تواند باعث ریزش مو شود. برای رفع این مشکل می توانید مقدار مصرف دارو را تغییر داده و یا با مشورت پزشک از داروهای جایگزین استفاده کنید.

3- کم کاری یا پر کاری غده تیروئید: عدم تعادل هورمونی باعث افزایش سطح ماده شیمیایی DHT شده که این ماده فولیکول های مو را تحت تاثیر سوء قرار میدهد. مراجعه به پزشک و تجویز داروی مناسب باعث بازگشت مقدار این هورمون به سطح ایده آل می شود.

4- رژیم غذایی کم کالری: پیروی از برنامه های رژیمی سنگین و سخت باعث ریزش مو، بروز خستگی، کم آبی و درد می شود. برای رفع این مشکل لازم است که روزانه پروتئین کافی دریافت کنید.

5-استرس: استرس فوق العاده زیاد و متمادی باعث غیر فعال شدن فولیکول های مو می شود و یا توسط سلولهای سفید خونی مورد حمله قرار می گیرد و بعد از مدتی ریزش مو اتفاق می افتد. برای مقابله با این وضعیت لازم است که وسایل آرامش خود را فراهم کنید . انواع تکنیک های مختلف برای کسب آرامش وجود دارد از قبیل یوگا، مدیتیشن و.. با این کار به مروز زمان مو رشد طبیعی خود را به دست می آورد.

نوشته شده توسط علی18ساله از م.د در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 ساعت 11:41 | لینک ثابت |

اس ام اس های جدید عشقولانه

اس ام اس های جدید عشقولانه

* آنچه که هستی هدیه ی خداوند به توست و آنچه که می شوی هدیه تو به خداوند است ، پس بی نظیر باشد .

* بی تو گلشن چو زندونه به چشمم ، گلستون آذر ستونه به چشمم ، بی تو آرام و عمر زندگانی ، همه خواب پریشونه به چشمم .

* دور بودن از عزیزان مشکل است ، امتحان با وفایی در جدایی حاصل است ، گرچه من دورم ز پیشت ای رفیق ، دوریت دریا و یادت ساحل است .

* من اسیر واژه محبتم ، خالی از کینه دل و حسادتم ، عاشق دست های با رفاقتم ، زندگی اینجوری داده عادتم .

* روزم خوش است چراکه برای تو میخوانم ، شبم خوش است چراکه برای من میخوانی ، روزگارم خوش نیست چراکه با هم نمیخوانیم .

* خستگی من از رودها نیست ، خستگی من از ماهی هایی است که به زیبایی دریاها نمی اندیشند ، پس ای دوست زیبانگر باش !

* آنقدر دوستت دارم که خدا داند ، این اسرار فقط باد صبا داند ، نخواهم گل که گل بی اعتبار است ، تمام عمر گل فصل بهار است ، تو را خواهم از گلهای عالم ، که عطر تو همیشه ماندگار است .

* عشق گلی است که دو باغبان آن را می پرورانند ، عاشق و معشوق .

* عشق در یک لحظه پدید می آید و دوست داشتن در امتداد زمان ! این اساسی ترین تفاوت بین دوست داشتن و عشق است .

* من با تو چقدر ساده رفتم بر باد ، تو نام مرا چه زود بردی از یاد ، من حبه ی قند کوچکی بودم که ، از دست تو در پیاله ی چای افتاد .

* چه بسیار نگاه ها در جهان سرگردانند که در چشمی جای گیرند و چه بسیار فریادهایی که بر سنگ خاموش بوسه می زنند .

* تا کجای قصه باید ز دلتنگی نوشت ، تا به کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت ، تا به کی با ضربه های درد باید رام شد ، یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد ، بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار ، خسته از این زندگی با غصه های بی شمار .

* سهم هر کسی که باشی خوش به حال روزگارش ، آخه پاییز و زمستونش میشه رنگ بهارش .

* بودنت یک جور ، نبودنت یک جور ، در این دنیای جور وا جور ، دوست دارم بد جور .

* دنیا رو خیلی کوچیک می بینم که بخوام بگم یه دنیا دوست دارم !

* تو به پاکی عقیقی ، مثل دریاها عمیقی ، مثل گریه مرحم زخم ، مثل تنهایی رفیقی .

* ساقیا امشب نوایت با نوایم ساز نیست ، یا که من بسیار مستم یا که سازت ساز نیست .

* راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود .

* آنکه می گفت ز یک گل نشود فصل بهار ، چه خبر داشت که همچون تو گلی می روید .

* کسی می تواند در پای عشق بمیرد که پیش از آن زندگی در نگاه وی مرده باشد .

* بزرگترین متهم تاریخ کسی است که نمی دونه قلبش واسه کی می تپه .

* عمریست که ویران شده ام ، ساکت و سرد و پریشان شده ام ، تا تو آیی و مرا دریابی ، من اسیر شب طوفان شده ام .

* چه کنم تو سلطان جهانی و من درویش خرابات ، تو ارباب وفایی و من نوکر ارباب .

* گر همسفر عشق شدی مرد خطر باش ، هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش .

* اگر بدانی چقدر سخت است یاد بودنت در عمق وحشت نبودنت ، مرا هرگز اینگونه رها نمی کردی .

* وقتی کسی به دل نشست ، نشستنش مقدس است ، حتی اگر نبینمش ، همین برای من بس است .

* گرچه ما را نکنی یاد ولی ما هستیم ، دل به پیامی که نمیدی بستیم

* همه در دایره ی دوست گرفتار شدند ، بی نوا دل که در این دایره پرگار نشد ، عاشقان سایه گریز و سایه ی یار شدند ، یار از خون دل عشق خبردار نشد ، چشم ها مست ز هوشیاری و در خواب شدند ، خواب از یاد رخ دوست بیدار نشد .

* داستان زندگی من قصه ای است که متن آن وجود توست و پایانش نبود توست .

* چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد ، چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد ، پر و بال ما بریدند و در قفس گشودند ، چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد .

* دلم با عشق تو عاشق شد ، تمام لحظه هایم بهترین شد ، ولی بی مهریت کار دلم ساخت ، دل تنهای من تنهاترین شد .

* دوست داشتن همیشه گفتن نیست ، گاه سکوت است و گاه انتظار .

* خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز من ، ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت .

* عشق فرآیندی است که در طی آن من به تو کمک کنم تا به خود واقعی ات نزدیکتر شوی ، نه آنچه من می خواهم .

* شمع سوزان توام اینگونه خاموشم مکن ، از کنارت رفته ام اما فراموشم مکن

نوشته شده توسط علی18ساله از م.د در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 ساعت 11:33 | لینک ثابت |

آهنگ جدید , شاد و زیبای سعید کرمانی و شایان و سه فاز به نام ذلیل مرده

آهنگ جدید , شاد و زیبای سعید کرمانی و شایان و سه فاز به نام ذلیل مرده

 

 

Download

نوشته شده توسط علی18ساله از م.د در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 ساعت 11:27 | لینک ثابت |

آهنگ جدید و بسیار شاد اشکین ۰۰۹۸ و علیشمس

آهنگ جدید و بسیار شاد اشکین ۰۰۹۸ و علیشمس

 

با همراهی پارسا به نام عاشقتم

 

 

MP3 128                 Download

نوشته شده توسط علی18ساله از م.د در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 ساعت 11:25 | لینک ثابت |

.:: بیماری های مرتبط با کار بیش از حد با کامپیوتر ::.

.::  بیماری های مرتبط با کار بیش از حد با کامپیوتر ::.

استفاده از کامپیوتر در زمان ما به یکی از رایج ترین کارها تبدیل شده است. امروزه کامپیوتر نه تنها در خانه ها بلکه در محیط های کاری نیز گسترش بی رویه ای پیدا کرده اند و کمتر اداره و سازمانی را مشاهده می کنیم که از کامپیوتر در آن خبری نباشد. این پدیده جدید اگرچه فواید بی شماری به ما انسان ها هدیه کرده است اما مشکلاتی برای کاربران به همراه می آورد. کارشناسان بهداشت حرفه ای و ارگونومی معتقدند کار با کامپیوتر عوارضی به همراه دارد. از جمله مهم ترین آنها، به مشکلات بینایی برای کاربر، عوارض مفصلی و عضلانی، مشکلات زایمانی در دوران بارداری، عوارض پوستی، استرس و تنفس گازهای مضر متصاعد شده از کامپیوتر اشاره می کنیم.

مشکلات بینایی :

مشکلات بینایی، از شایع ترین مشکلاتی است که در اثر کار زیاد با کامپیوتر بروز می کند. درد، سرخی و سوزش چشم و آب ریزش آن، دوبینی، احساس تاری دید که به کاهش قدرت بینایی، خستگی و درد چشم و سردرد منجر می شود، از جمله این عوارض است. چشم های انسان عادت دارند تا بسیار راحت روی اشیای دور و نزدیک متمرکز شوند، به همین دلیل احتمال خستگی ماهیچه چشمی که روی کاغذ و صفحه مانیتور متمرکز شده وجود دارد. همچنین ماهیچه های دیگر چشم، از تغییرات نور یا درخشندگی یا از تغییر مسیر دید بین صفحه نمایشگر و نوشته های در حال تایپ خسته می شوند و به دلیل جابه جایی زیاد کلمات، چشم قدرت تطابق خود را به مرور از دست می دهد. افرادی که دارای اختلالات انکساری اصلاح نشده هستند، بیشتر در معرض خطرند.

عوارض مفصلی و عضلانی :

یکی دیگر از شایع ترین عوارض کار با کامپیوتر، دردهای عضلانی و درد مچ دست و بازوها است. درد گردن و کمر در طولانی مدت، خمیدگی پشت از عوارض دیگر کار زیاد و طولانی با کامپیوتر است. به طور معمول، کاربران کامپیوتر، ساعدها، دست ها، بازوان، پشت و گردن خود را در یک حالت ثابت قرار می دهند و این عمل سبب وارد شدن فشار زیاد، در زمان طولانی، روی ماهیچه ها و تاندون های فرد می شود و در نهایت می تواند به مشکلات عضلانی و مفصلی نیز منجر شود. در این رابطه، عوامل ارگونومیکی مانند بار کاری، حرکات تکراری، طرز نشستن، زاویه دید، وضعیت میز و صندلی، ارتفاع صفحه کلید و مانیتور، وضعیت نوری، سرعت تایپ و نداشتن آرامش روانی می تواند از مشکلات جدی به شمار رود.

مشکلات دوران بارداری و زایمان :

برخی پژوهشگران بر این باورند که زایمان ها و بارداری های غیرعادی و تولد نارس و ناقص به استفاده از صفحه نمایش کامپیوتر و وجود تشعشات آن مربوط است. برخی تحقیقات نشان دهنده این مطلب است که سقط جنین در زمانی که در معرض میدان های مغناطیسی حاصل از کامپیوتر با قدرت بیش از ۹/۰ میکروتسلا قرار دارند، شایع تر است. بنابراین هنگام خرید یا استفاده از کامپیوتر باید دقت کنید که مانیتور کامپیوتر شدت میدان مغناطیسی زیادی نداشته باشد.

نوشته شده توسط علی18ساله از م.د در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 ساعت 11:23 | لینک ثابت |